تبلیغات
شعر - اعتصامی
 
 
كاربر گرامی، خوش آمدید!   WellCome To MyBlog
 
موضوعات سایت
بخش های سایت
  اطلاع رسانی

  شعر

جستجو


لوگو سایت

شعر


لوگوی دوستان

برترین سایت دانلود ایران

زبان های دیگر


عنوان این پست اعتصامی و از بخش شعر , می باشد

بخویش، هیمه گه سوختن بزاری گفت
کنون چه رفت که ما را نه ساق ماند و نه سر
همیشه سر بفلک داشتیم در بستان
میان لاله ونسرین و سوسن و عبهر
خوش آنزمان که مرا نیز بود جایگهی
چه شد که جامه گسست و سیاه شد پیکر
حریر سبز بتن بود، پیش از این ما را
مگر نبود در این قریه، هیزم دیگر
من از کجا و فتادن بمطبخ دهقان
نه با پدر نفسی زیستم، نه با مادر
بوقت شیر، ز شیرم گرفت دایه‌ی دهر
بزیر چرخ تو گوئی نه جوی بود و نه جر
عبث بباغ دمیدم که بار جور کشم
ز تندباد حوادث، نداشتیم خبر
ز بیخ کنده شدیم این چنین بجور، از آنک
شوم ز خار و خسی نیز، عاقبت کمتر
فکند بی سببی در تنور پیرزنم
کسی نکرد چو من خیره، خون خویش هدر
ز دیده، خون چکدم هر زمان ز آتش دل
خوش آنکسیکه بگیتی ز خود گذاشت اثر
نه دود ماند و نه خاکستر از من مسکین
نگفت هیچ بگوشم، حدیث فتنه و شر

 :: لینك ثابت نویسنده : رضا نظرات و پیشنهادات Comment  

مطالب پیشین

ادرس جدید
اعتصامی
سعدی
دهلوی
فخرالدین عراقی
ملك الشعرا
ابوسعید ابولخیر
سیف فرقانی
خیام
بابا طاهر
نور دیده
حمد خدای
عاشق مسکین
تاسراپرده گل
مست و هوشیار


اطلاعات سایت
 

مدیران و نویسندگان
رضا
کاویان

آمار بازدیدكنندگان
امروز :
دیروز :
كل :

مطالب و نظرات
كل مطالب :
كل نظر ها :


لینكدونی
آرشیو لینكدونی

نظرسنجی
به کدام شاعر زیر علاقه مندید؟








ساعت و تاریخ

صفحه اصلی |  ارتبــــــــــــــاط با ما |  ایمیل |  طراح قالب |  صفحه خانگی



Powered By www.EbrahimOnline.ir | Email:Mr.Eshafiei@gmail.com